کتاب تئاتر و همزادش

اثر آنتونن آرتو از انتشارات قطره - مترجم: نسرین خطاط-صد کتاب قرن لوموند

از آنجایی که اولین بار در سال 1938 منتشر شد، تئاتر و دوبل آن توسط هنرمند و فیلسوف فرانسوی آنتونیون آرتو ادامه دادند که هرکدام از بحثهای تئاتری را در تماس با یک تئاتر بی رحمانه تحریک، الهام بخش، تحریک، تحرک، چالش و هرج و مرج کنند. سه تظاهرات نمایشنامه ای، این کتاب یک حمله تهاجمی به بسیاری از باورهای ارزشمند تئاتر و فرهنگ غربی است. بر طبق نظر ارسط، تئاتر دو برابر شبیه سایه Jungian، عنصر ناشناخته و ناخودآگاه است که آن را تکمیل می کند، اما در بسیاری از موارد مخالف آن است. آرتا خود زبان خود را به عنوان یکی از مجرمان فرهنگی بزرگ تشخیص می دهد و حملات او به آن گاهی اوقات متن خود را به شدت می کشد. اما چالش او برای بازگرداندن ارتباط با قلب تجربی تئاتر، اساسی برای زنده بودن تئاتر است، و اصرار او بر تجربه حسی درام به عنوان مخالفت با ادبیات (و از جمله ایده های نوآورانه به عنوان استفاده از فضاهای غیر متعارف) ادامه دارد تماس آشکار تئاتر آوانگارد باشید.


خرید کتاب تئاتر و همزادش
جستجوی کتاب تئاتر و همزادش در گودریدز

معرفی کتاب تئاتر و همزادش از نگاه کاربران
آرتود یک تفریح ​​احمقانه بود و نوشته های او در تئاتر بالیلی نمونه هایی از کتاب الهی شرقی است. او تصور آن را بعنوان یک عاشقانه از پیش تمدن در مورد آرمان های معنوی که با آن ما از دست رفته است. آرتا از هنر، فرهنگ، سنت، کنوانسیون و واقعیت متنفر است؛ زیرا آنها برای انطباق ایستادهاند. \"من اغراق نمی کنم: او حتی واقعیت @ conformism @ (!) را می خواند. او حتی از شکسپیر (!) متنفر است (!)، او ترجیح می دهد که در دوره لباس، اما بدون هیچ متن (!) مراجعه کند. تمام آرتاوس تاکید بر نمادگرایی، پانتویموم و ذهنیت در نظر دارد که تئاتر را به نحوی کاملا خودخواهانه تشویق کند تا آن را از دستیابی به سنت هایی که می تواند این آیین ها را به یک زمینه تبدیل کند. به نظر می رسد که می خواهد یک قالب هنری خاصی ایجاد کند که می تواند در خارج از فرهنگ وجود داشته باشد (همانطور که در هر صورت معنی دارد). این باعث می شودtheatre ظلم و ستم @ غیر ممکن است به تحقق بخشیدن، و حتی نمونه های خود را از آنچه که این نوع تئاتر به نظر می رسد مانند مقادیر متناقض است که در حال حاضر ارائه شده است.

مشاهده لینک اصلی
تو شرمنده ای

مشاهده لینک اصلی
آرتاد به دنبال استدلال استعاره خود، به طغیان گفتاری طولانی در نزاع ها می پردازد: تئاتر مثل یک طاعون است. هر دو شما را در ریه ها و ذهن شما می بینند. آنها هر یک را می گیرند و پیچ و تاب می گیرند و در حالی که طاعون شما، تئاتر را به قتل می رساند، اگر به مشخصات فنی Artaud انجام شود، نفس را جذب می کند و ذهن را آزاد می کند. آزادی آن را از چه چیزی؟ چه کسی می داند؟ آرتاد فکر می کند که تئاتر به عنوان محل برگزاری بازی \"توانایی های ناسازگار ذهن\" است. برای کسانی که فکر می کنند که تیره و مضر هستند، آرتاد می گوید این زندگی گناه نیست، نه تئاتر € ™ ثانیه اگر آن را عمیق در روان خود دفن کنید، احتمالا عمیق در روانۀ خود نیز هست، بنابراین دروغ به یکدیگر در اینجا دروغ نیست. اگر قرار باشد آرتاد بتواند رفتارهای افراطی را به نمایش بگذارد، مخاطبانش را «دیدن خودشان را همانگونه که هستند» می کند. این باعث می شود که ماسک سقوط کند. «این دروغ را آشکار می کند.» دقیقا همان دروغ است که ماسک می کند؟ بیخیال. اما هنگامی که از آنها خلاص شویم، می توانیم همه را به جلو حرکت دهیم و باقی مانده از روزهای ما را با «نگرش کلامی» زندگی کنیم. فصل دوم - متافیزیک و مینس ان اسکین آنتی آارتو از یک نقاشی توسط لوکاس سن دون لیدن، \"دختران لوط\"، برای نشان دادن نظریه های خود در متافیزیک و معرفت شناسی در هنر. او می گوید: «این ذهن با یک هماهنگی بصری تقریبا رعد و بر ذهن تاثیر می گذارد.» او می گوید نقاشی شامل عناصر زیر است و آنها را بزرگ می کند: تبدیل شدن (تبدیل نوعی)، فانی (مرگ، همه ما، پس بیایید آنرا تصدیق کنیم)، هرج و مرج (در نقاشی، آتشفشان ها از صحنه شلیک می کنند)، Marvelous (غیر نماینده)، تعادل (آنچه که من به عنوان تعادل در ترکیب زیبایی شناختی تفسیر می کنم) و \u0026 amp؛ ناتوانی جنسی سخنرانی (صحبت ارزان است). این کلمات پایه ای برای تئاتر بی رحم است. او برای شعر فضایی، «شعر حس ها»، «خروج زبان» برای صفحه، حمایت می کند. او به این مفهوم میپردازد که اسکریپت باید اولویت شماره یک تولید صحنه باشد. چرا؟ ادبیات یک مخاطب است. نويسنده حاضر نيست، بنابراين همه نويسندگان واژه ها هستند. برعکس، تئاتر در حال حاضر است و زمانی که یک نفر در اتاق یکسان با مخاطب قرار دارد، چیزی که بیشتر از همه چیز کنترل می کند، فضا است، mise en scène. چطوری انجامش بدهم؟ هدف ثبت چند حسی و ساقه. اگر شما اصطلاحا از کلمات استفاده می کنید، آنها را عجیب و غریب، آنها را با صدای بلند، نرم، آواز خواندن، تقلید کردن آنها. برای انجام برخی از معانی انسانشناسی و روانشناختی مدرن، از بعضی چیزها استفاده کنید، اما بعضی از درامهای داخلی واقعی، یک بازی معتبر که تلاش میکند زندگی واقعی را نشان دهد. در آن خطر کجاست؟ آرتا نمی خواهد مخاطبانش را با یک شخصیت به طرز شگفت انگیزی همپوشانی کنند تا خودشان را ببینند. او می خواهد از درون خود بیرون بکشد و اعضای خونریزی را در مقابل چشم خود نگه دارد. فصل هفتم - هیچ شاهکارهای بیشتری وجود ندارد، به همین دلیل این فضای \"فشرده سازی\" دنیای مدرن چیست؟ این «برای هنر» که قبلا اتفاق افتاده است، این بی تفاوتی، پیش از کلاسیک به اصطلاح فرو می ریزد؟ آنها تنها شاهکارهای خود هستند، زیرا یک موسسه آنها را چنین نامیده است. آرتاد می گوید که اگر «عموم» به تولید جدید ادیپس رکس پاسخ ندهد، تقصیر رکس و کسانی است که تصمیم می گیرند آن را اجرا کنند. این دیگر \"زمان ما\" نیست. این بحث با بسیاری از افراد در رابطه با تثبیت کلاسیکها، به ویژه شکسپیر، بسیار با استدلال همراه بود. اگر نه برای پول، شناسایی نام، در صندلی های الاغ، چرا؟ موسسات این بازیگران و کارگردانان این کلاسیک ها را تأمین می کنند و در حال حاضر به این معنی هستند که می خواهند هملت، مستقیم هملت و غیره بازی کنند تا کلاسی ها را به عنوان راهی برای تحقق فانتزی دوران کودکی باز کنند. آرتاد از مرگ به «این هنر انسانی، خودخواهانه و شخصی» حمایت می کند. این جدی بودن، این نیاز دلفریب برای اعتبارسنجی و اعتبار بر روی حلقه، ما را به «مشاغل» تبدیل می کند، به طور گسترده ای برای شنیدن چنین و چنان خواننده، دیدن می کند چنین وظیفه ای قابل تحسین است. »اما در حالی که آرتو می خواهد تئاتر را از این جدیت خلاص کند، در حالی که می خواهد« نمایش خوب »را برای تئاتر متوسطه ارائه کند، کار او برای« دانشجویان »در نظر گرفته نشده است یا â € œesthetes، â € او می داند که او نمی تواند آنها را برنده شدن. همه اینها به نظر میرسد یک تئاتر است که آرامش مییابد، مخاطبان را بیش از نیاز به اعتبار کسانی که آن را انجام میدهند، میبیند، اما آرتاد میگوید هدف تئاتر بی رحم این است که ذهن مخاطبان خود را با نیروی تغییر دهد، Sontag آن را یک نسخه تئاتر از شوک درمان برای تمام قصد خود، آنچه آرتاد بر روی صحنه قرار می دهد، ظاهرا چیزی بیش از یک بازی اخلاقی خشونت آمیز است، که به نظر می رسد مثل یک حرکت ناپذیر است، نه پیشروی پیش بینی او. من از خلوص چشمش لذت می برم، شور و شوق جوشیدن، اما مشتاقانه برای یک روش کاربرد عملی. آرتاد امکانات تئاتر را مجموعه ای از استانداردهای غیرممکن می کند. چرا مفهوم تئاتر بی دقتی در نهایت یک شکست است؟

مشاهده لینک اصلی
کتاب مقدس

مشاهده لینک اصلی
مرور جدیدتر: ظاهرا اولین بار که من این را خواندید، من از آن لذت بردم، اما این بار من واقعا از نژادپرستی کنار گذاشته شدم، به خصوص در مقالاتی نظیرThe the Balinese Theatre. @ اما من نیز این مقاله را دوست نداشتم؛ زیرا من به سادگی هیچ نظری ندارم هس صحبت کردن منظورم این است که من احساس می کنم که عملکرد بالیلی چگونه کار می کند و چه چیزی به نظر می رسد، اما توضیح Artauds از آن بسیار عجیب و غریب است و وابسته به تعمیم ها در مورد یک پاسخ مشترک جمعی است که توضیح او به سادگی برای من معنی ندارد. فکر می کنم من بعضی از معانی این که هدف کلی آن چیست - تئاتر بیان تقریبا بدون کلمات است، در حالی که دیگر کدهای نشانهشناسی غیر زبانشناختی کار انجام معنا را انجام میدهند، اما من به سادگی نمیتوانم ببینم که چطور این نوع تئاتر برای در نظر گرفتن مسائل متافیزیکی عمیق است او می گوید که آن را انجام می دهد / خواهد شد / اگر (شاید شاید من اشتباه درک آنچه آرتاد به معنی متافیزیکی است، که می تواند به طور قابل توجهی من خواندن نظریه خود را تغییر دهید). چیز دیگری که من به طور کامل درک نمی Artaud است چرا. منظورم این است که برشت به وضوح به وضوح توضیح میدهد که چرا میخواهد تئاتر حماسی / دیالکتیک را انجام دهد، اما من واقعا توجیه زیادی برای تئاتر جنایی آرتوز ندارم. بله، او اشاره می کند که با تئاتر معاصر (از دهه 1930) نوعی مشکلی پیش می آید که من فکر می کنم این یک ایده نسبتا خوبی بود. اما صرف نظر از یک اخلاق عمومی اولیه در مدرنیسم، من هیچوقت ندیدم که در آن او توضیح دهد چرا Theatre از جنجالی راه نقد کردن تئاتر است. نقد اصلی: من به طور خاص با چندین جنبه نظریه آرتود کنار گذاشته شدم - نژادپرستی قابل توجه او (او بیش از حد عاشقانه غیر Wester ultworth است)، نامعلوم بودن اصطلاحاتش (به ویژهLife، @ همانطور که در نیچه است) و ناتوانی عمومی او به وضوح بیان آنچه او دقیقا می خواهد. تا پایان کتاب، من هنوز احساس می کنم که این مشکلات هستند، اما آنها کمتر از پس از دو یا سه مقاله اول، من را ناراحت می کنند. نژادپرستی بسیار مشکل از زمان خود است و برای دهه ی 1930 یک ذهنیت پرطرفدار وحشیانه تا حدودی تحمل داشت. این نااطمینی هرگز ناپدید می شود، اما همانطور که او بارها تلاش می کند تا ایده اصلی خود را توضیح دهد و توسعه دهد، این ناچیز کمتر و مشکل تر می شود. من فکر می کنم که ایده آرتود جالب است و من مطمئنا نفوذ او را در تولیدات مدرن خاص (مخصوصا تولید RSC ژولیوس سزار، که بسیار عینک سنگین بود). با این حال، من معتقد هستم که تصویری از تئاتر غربی که او ایجاد می کند، ممکن است یک افسون باشد - ایده ای که هیچکس هرگز چیزی را انجام نمی دهد، فقط گفتگو می کند، به نظر نمی رسد که درست حرف بزند. اما من فکر می کنم به طور خاص نمی دانم که فرهنگ تئاتری دهه های 1920 و 30 چه چیزی فراتر از فیلم های لورنس اولویور است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تئاتر و همزادش


 کتاب انتخاب سوفی
 کتاب درس و آوازخوان طاس
 کتاب در انتظار گودو
 کتاب بیابان تاتارها
 کتاب بیگانه
 کتاب سفر به انتهای شب