کتاب خشم و هیاهو

اثر ویلیام فاکنر از انتشارات نگاه - مترجم: بهمن شعله ور-صد کتاب قرن لوموند

صدا و خشم تراژدی خانواده کامپسون است، که شامل برخی از شخصیت های قابل توجه ترین یادداشت ها در ادبیات: کادی زیبا و سرکش؛ منچیلد بنجی؛ خالی از سکنه، Quentin روانپزشکی؛ جیسون، بدبینی وحشیانه؛ و Dilsey، خدمتکار سیاه آنها. زندگی آنها تقسیم شده و مشتق شده از تاریخ و میراث، صداهای شخصیت و اقدامات برای ایجاد آنچه که مسلما شاهکار فاکنر و یکی از بزرگترین رمان های قرن بیستم است.


خرید کتاب خشم و هیاهو
جستجوی کتاب خشم و هیاهو در گودریدز

معرفی کتاب خشم و هیاهو از نگاه کاربران
من به تو اموالی از امید و آرزو می دهم من آن را به شما نمی دهم که شما ممکن است زمان را به یاد داشته باشید، اما شما می توانید آن را برای لحظه ای فراموش کنید و تمام نفس خود را صرف تلاش برای تسخیر آن. از آنجا که هیچ جنگی به دست نیامده است، او گفت: آنها حتی مبارزه نمی کنند. میدان فقط به انسان خود را به حماقت و ناامیدی نشان می دهد، و پیروزی توهم فلاسفه و احمقانه است. »پدر اظهار داشت که پرتوهای طولانی و تنها تنها می توانند عیسی مسیح را ببینند، مانند. و سنت فرانسیس خوب است که گفت مرگ خواهر کوچک، که هرگز خواهر بود. آیا تا به حال خواهر داشته اید؟ سه برادر کامپسون با آنها کاددی روبرو می شوند. او متعلق به آنها در The Sound و Fury است. ما هرگز او را Caddy خودمان نمی بینیم. درب به او بسته شده است و پای خود را در حافظه خاموش خود slammed. درهای تاریک، پنجره های روح کور و اشکال خم شده از اشکال خود. بنيو تمام وقتي که آن زمان قبل از آن زمان، کادي رفته بود، و در حالي که کادي رفته بود، ناله مي کند. او گریه می کند، چشم هایش به رنگ پریده به نظر می رسد، او دوباره یک شخص ساده و معصوم است و درختان بوی می دهد. او بوی جایی است که دارد. Caddy بوی مانند درختان. Caddy صعود درختان و Caddy بی اهمیت است. Caddy مراقبت نمی کند اگر شما می بینید و او مراقبت از آنچه آنها فکر می کنند، پس از آن. گلف بازان در مرتع مورد علاقه خود را که پدر به فروش می رساند برای جمع آوری پول برای ارسال برادر کوئنتین به هاروارد. بنجی منتظر می ماند تا آنها را صدا بزند @ Caddy! @ و او فریاد می زند و منتظر می ماند. امروز مادرش اجازه نخواهد داد که نام دخترانش صحبت شود. او نام او را بطور صحیح می شنود، اما برای او صحبت نمی کند، همان گونه که او با بنیوی با این که آنچه را که می خواست، صحبت می کرد. او برای خودش حرف نمی زند او نمی شنود خودش را گریه کند او همیشه گریه می کند او Quentin خود را به قتل رساند. این یک عمل بی قید و شرط است که من نمی توانم بکنم، هیچ کس نمی تواند. آن صدای بلند و بی حوصله ای بود که بنییس برای خواهرش گریه می کرد. برادر Quentin هرگز به Caddy در هر کجا که او است پیوست. ما نمی بینیم که کجا کجا است. او خارج از حافظه خود دروغ می گوید، درب هرگز باز نمی شود. او به آنها پول می دهد. این پول بر روی یک فتیله می سوزد چراغ های مادرش و هرگز آنها را گرم نمی کند. پول بیرون راندن و پنهان کردن در پشت دروازه برادر جانسون است. Quentin او یک سکه از پول خواهر خود را دریافت نمی کند تا زمانی که او در پشت آن درب می رود و قبر پول را خراب می کند. این بود که زندگی جانسون بود، به او قرض گرفته شده بود که هرگز زندگی نکرده بود. او نمی توانست کار بانکی اش را داشته باشد، اگر Caddy hadnt با مردی که او را لگد می زد و کودک را برای جلوگیری از ازدواج. او چیز دیگری را نمی گیرد دختر کوئنتین چیز دیگری را نمی گیرد لب هایش را همان گونه که مادرش بود، انجام داد، در خشم بی شرمانه، زمانی که نمی توانست چیزی در برابر جانسون بگوید این است که چگونه این اتفاق می افتد. هنگامی که با جیسون مواجه شدم احساس خشم ناشی از آن را داشتم. نسخه آزمایشی استاندارد جامعه. جیسون پاسخ سرد و متوسط ​​به همه چیز است. من با تو صحبت میکنم. آیا امروز به مدرسه می روید؟ دختران خوب نمیتوانند ... بنجی کلمات خود را ندارد. کلمات Caddys برای او مرا ناراحت ساخت. اگر او قبلا می دانست که چه میخواهد، او به او گوش می کند؟ من تعجب می کنم که آیا او نمی تواند به گریه او راه خود را به گریه خود استفاده می شود. وقتی بنجی بنجی را می شنویم بنجی را می شنویم. Caddy دارای صدایی کمتر از بنجی است. برادر کوئنتین می خواهد آنچه را که در آنجا بود را از بین ببرد و آن را با چیز دیگری جایگزین کند. افتخار و بکارت فقط کلمات برای من نیز هستند. آرزو می کنم بتوانم تمام افرادی را که در جای اشتباه متولد شده اند ببرم و آنها را در جایی قرار دهم که می توانند به اندازه کافی آرام باشند تا صدای گریه خود را بشنوند، اگر جایی که جیسون می تواند تصمیم بگیرد که شما نمی توانید رابطه جنسی داشته باشید، اگر می خواهید ، یا اگر مجبور نیستید به مدرسه بروید. من ناراحت شدم که آنها مرغدار Benjys را برای پرداخت Quentin برای رفتن به هاروارد فروختند. من برای یک مدت طولانی در یک @ حفظ شده است @ خود را در کنار خانواده از مشکلات. مادر بزرگ من یک خواهر داشت که این کار را کرده بود. هیچ کس نمی داند چه اتفاقی برای او افتاده است، زیرا هرگز از او چیزی نمی شنود. مادرش، کارولین، می خواست @ Save @ Jason را برای خانواده اش از دست بدهد. بنجی که کمی به @ Save @ Quentin فروخته شد. کونتین نمی خواست کاددی را نجات دهد. اگر او او را دوباره پس از آنکه خانواده او را رها کرد، دوباره دیدند. او حداقل با او صحبت کرد. او می خواهد از او قرض بگیرد تا چشم انداز گذشته را بپردازد. او دخترش را پس از او نامید. من حدس می زنم او می خواست همین کار را انجام دهد، یا فقط برای چیزی که او تا به حال داشت، امیدوار بود. احتمالا در یک روز او مثل درختان بویید. دختر کوئنتین پول می گیرد، جیسون صرفه جویی در @ خود را ذخیره @. با او چه کار می کند؟ آیا او از کراوات قرمز پیروی می کند، آیا او احساس می کند که پالس به عنوان مادرش زمانی که او فقط در مورد Dalton فکر می کنم؟ دالتون مجبور شد برادر کونتین را تحمل کند. او برای او چه کرده است؟ Caddy یک دختر کوچک با سبد گلدان بود چرا که او مراقبت از آنچه هر کسی گفت و یا فکر. من حدس می زنم زیر لباس کثیف نماد یک زن افتاده است. من نگران این موضوع نیستم آرزو می کنم که اگر آنها خانواده بودند، حداقل به یکدیگر گوش خواهند داد. در مورد صرفه جویی در @ صرفه جویی در یک نفر از بقیه آنها فکر نکنید. انجام این کار چه حسنی دارد؟ آرزو می کنم که همه مردم را ازSav ... دور کنم

مشاهده لینک اصلی
صدا و خشم یک نیروی جادویی است زیرا فاکنر مدارک مرگ خانواده ای، کمپسونهای جفرسون، میسیسیپی را صادر می کند. با استفاده از روایات از دیدگاه بنجامین (متولد Maury اما تغییر نام زمانی که کمبود بالقوه خود را آشکار شد) پسر وحشی، به Quentin خودکشی دانشجوی هاروارد، جیسون بازمانده بی رحمانه و تلخی، و Dilsey نگهدارنده خانواده، کودک احتمال بردگان . از طریق این روایت ها ما از مادر و پدر یاد می گیریم، که هر دو اساسا قبل از جهان، فرزندان و مشروب ناتوان هستند. آنها ضعف های فردی داشتند و به راحتی شکست خوردند. سپس Candace، شناخته شده به عنوان Caddy، پس از آن ازدواج کرد و توسط شوهرش اخراج شد و از دخترش (همچنین به نام Quentin) توسط @ loveing ​​@ مادر و برادر جیسون charmed. البته کونتین به فرزند وحشی تبدیل می شود. باتلاق در اینجا ضخیم است. چند ویژگی بازخرید وجود دارد اما نوشتن! اوه نوشتن شگفت انگیز است بار دیگر، من اجازه دادم آن را در زیر و از طریق من جریان و این زمان کامل بود. از نقطه نظر Benjys: @ من گریه نمی کردم، اما نمی توانستم بمانم. من گریه نکردم، اما زمین هنوز هم ندیده بود، و سپس گریه کردم. زمین به طور انحصاری در حال حرکت بود و گاوها تپه را پرتاب کردند. T.P. سعی کردم بلند شوم او دوباره سقوط کرد و گاوها به پایین تپه رفتند. کونتین دستم را گرفت و به طرف انبار رفتیم. سپس انبار در آنجا نبود و مجبور بودیم صبر کنیم تا دوباره برسد. (p 21) سپس کونتین: @ من بر شکم سایه من راه افتاد. من می توانم دستم را فراتر از آن گسترش دهم. احساس پدر در پشت من از تاریکی تیرگی تابستان و آگوست، چراغ های خیابانی پدر و من از زنان خود از زنان خود محافظت می کنیم زنان ما شبیه به آن نیستند که دانش خود را از افرادی که ما برای آنها بدست آورده ایم، سوء ظن است که باعث می شود محصول هر چند اغلب و معمولا درست است که آنها را برای تامین شرم هر گونه ضعف شرارت خود را در معرض شر است ... (ص 96) این نه تنها جریان آگاهی است. در جریان رمان، جریان گفتگو در نقاطی قرار می گیرد. این تقریبی است که ما در جملات و افکار همپوشانی صحبت می کنیم. در اینجا بسیار زیاد است، در واقع برای مقابله با این همه، خیلی زیاد است. تم های انحطاط، شخصی و فامیلی منعکس شده در خانه خانواده فاسد. این سبک که فاکنر برای تکمیل آن ادامه داد. قطعا این را دوباره خواندم. این که آیا خواندن دیگری می تواند تعجب چشم را از این رویداد برآورده کند، من تعجب می کنم. برای یک تجربه بازبینی دیگر، یکی که با موضوعات فوق العاده برخورد می کند، من پیشنهاد می کنم بررسی اخیر Aubreys را مرور کنید https://www.goodreads.com/review/show. ..

مشاهده لینک اصلی
نه دوست دخترم و نه من فاکنر را خواندم، بنابراین تصمیم گرفتیم با هم بخوانیم \"صدا و خشم\". جالب توجه آن و یکی از شگفت انگیزترین تجارب در فرآیند خواندن، من فکر می کنم که چگونه می توانید یک تصویر مبهم، نوعی پیش فرض سایه ای، انتظارات ناخوشایندی از یک نویسنده و کاملا اشتباه و شگفت زده کنید شما واقعا شروع به خواندن آنها کنید. این احساس از من منفی بود-بدون ایده-او مانند نوشتن - این چیزی است که تجربه من در خواندن صدا غالب است. پس از اتمام این کار، \"از طریق لحظات بی شمار\" چه جهنم \"،\" شوک های نابودی کشف \"،\" اغوا کردن \"و\" اشتباهات \"در زبان، باعث شد که من فکینر را خیلی زود فهمیدم.

مشاهده لینک اصلی
او مانند ماریا کری نوشت: مثل یک بیگناه دیوانه و بدون هیچگونه محدودیتی. و من او را دوست دارم.

مشاهده لینک اصلی
فردا و فردا و فردا در هر لحظه از روز به روز، به آرامش می رسیم تا آخرین هجای زمان ثبت شده، و همه روزهای گذشته ما احمق ها را روشن کرده اند. راه مرگ و میر ناشی از گرد و غبار. خارج، شمع کوتاه، زندگی، اما یک سایه راه رفتن، یک بازیکن ضعیف است که بر روی صحنه تمرکز می کند و ساعت خود را می شکند و بعد از آن شنیده نمی شود: این داستان ایده آل است که پر از صدا و خشم است، هیچ چیز مشخص نیست. هر کسی که تحصیل می کند ادبیات و شکسپیر این را فورا تشخیص می دهند. مکبث، که من هنوز هنوز بخوانم، اما این را در حالی که کتاب را مطالعه کرده ام و در مورد اینکه چگونه نامهای ویلیام فاکنر و ویلیام شکسپیر مشابه هستند، پیدا کردم. خوب، نه خیلی مشابه اما هنوز. این کتاب دشوار است اشتباه نکنید، من یک ماه طول کشید تا این را تکمیل کنم. خواندن هر روز 10 صفحه یا بیشتر و تفکر اینکه این داستان مبهم و ناپایدار است. سبک روایت غیر متعارف من اغلب من را بی اعتبار کرد. با این وجود، وقتی کتاب را به پایان رساندم، به شدت راضی بودم. این فقط این است که این کتاب مرا بسیار شگفت زده می کند. من عاشق روانشناسی و فرایند تفکر ذهن بشر هستم و این که نویسنده این اثر فکری ذهن انسان را ایجاد کرده یا به نوبه خود بازسازی کرده است، شگفت انگیز است. این کتاب از منظر چهار شخصیت متفاوت بیان شده است. این در داخل ذهن بنجی، یک مرد 33 ساله است که ذهن یک کودک کوچک است و او یک @ idiot @ است. منبع خجالت برای کل خانواده و تنها شخصیت هایی که به آنها توجه می کنند خواهر و برادر بزرگترشان است. فاکنر در نقاط مختلف در داستان بنجی، تصمیم به استفاده از لغات @ برای ایجاد دلگرم کننده برای خواننده بنجیس تعیین کرد. @ @ او را دوست داشت نه تنها به خاطر اینکه او خود ناتوان از عشق بود @\nQuentin هوشمند ترین بچه های کامپسون است و این بخش تقریبا غیرممکن است که من بتوانم درک کنم. من نمی توانستم این سبک روایت را بفهمم چه خوابیده بودم؟ او چه می خواهد بگوید؟ زیبایی این کتاب فقط این است. این احساس می کند که این نوشته توسط فاکنر نوشته نشده است، اما کوئنتین این را در افسردگی شدید خود می نویسد و حالت ذهنی او رو به وخامت است. @ مرد، مجموع بدبختی هایش است. یک روز شما فکر می کنید بدبختی خسته می شود اما زمان بدبختی شما است @\nخب، وقتی خواندن بخش سوم را کامل کردم، از بین رفته بودم. در نهایت چیزی قابل فهم بود. جیسون، پسر سوم و پایه اقتصادی خانواده. این آخرین بخش است که روایت شخص اول را می بیند .... من کتاب را کاملا درک نمی کنم. من سعی کردم و مجبور نیستم این را دوباره بخوانم. اما، چیزی بود که من را از طریق این کتاب گرفته بود. چیزی جادویی بود و من مثل هر صفحه ای که الان اتفاق می افتد اتفاق می افتد و همه چیز را می فهمم و در این جستجو تمام کتاب را می خوانم اما هرگز چیزی پیدا نکرده ام .... ممی معتقد است قبل از دانستن یادآوری، معتقد است که طولانی تر از یادآوری، از دانستن حتی شگفتی ها. @

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خشم و هیاهو


 کتاب حکایت های مریخی
 کتاب مارتین ایدن
 کتاب شازده کوچولو
 کتاب ارباب حلقه ها (جلد اول)
 کتاب دفترهای مالده لائوریس بریگه
 کتاب قتل راجر آکروید